ارائه آثار مجید اخشابی
سبز در سبز با فرمت 3GP
قسمت اول ۸،۰۰۵KB قسمت دوم ۸،۰۱۸KB قسمت سوم ۷،۹۴۲KB قسمت چهارم ۷،۷۴۴KB بر روی هر عکسی که می خواهید کلیک کنید تا آن را در اندازه اصلی خود ببینید. شامل ۱۴۷ عکس می دونم که اکثرشون رو دارید ولی برای تکمیل آرشیو وبلاگ ضروری بود. **بقیه عکسها در ادامه مطلب** « به نام خدا » ************************************ پ.ن ندا کشاورز: مریم جانم سایز پستت رو درست کن عزیزم تا هرچه سریعتر نمایشش بدم که عالیه.راستش خودم نتونستم تنظیمش کنم.بازم ممنون. و خدایی که در این نزدیکی است... بعد از اجازه استاد شروع كردم به خواندن . استاد شهبازيان به من گفتند فعلا چند بار كار را از ابتدا تا انتها بخوان و تمرين كن تا صدات آماده بشه . براي كساني كه شايد ندونن بايد توضيح بدم كه پس از ضبط كامل سازها ، موزيك كامل ميشود و خواننده از طريق هدفون صداي موزيك را ميشنود و بر روي آن ميخواند . براي من اولين تجربه بود و خوب در ابتدا تشخيص ضرب آهنگ و شروع بموقع، كار نسبتا سختي بود و پس از چند تذكر استاد متوجه شدم و كار را بهتر انجام دادم . درست يادم نيست ولي ميدانم دفعات زيادي كار را تكرار كردم و هر بار استاد نكاتي را متذكر ميشد و در همان حال تشويش و اظطراب بارها با حالتي نسبتا تند مرا متوجه اشتباهم ميكرد . حسابي عرق كرده بودم و بيشتر شبيه آدمي بودم كه در گرماي تابستان حدود دو ساعت كوهپيمايي كرده . فكر ميكنم حدود يكساعت يا بيشتر داخل استوديو بودم و حسابي خسته شده بودم كه استاد از طريق ميكروفون داخل اتاق صدا به من گفت بيا بيرون . ترسيدم با خودم فكر كردم از نحوه خواندن من خوشش نيامده و ميخواهد جلوي ادامه كار را بگيره ولي وقتي بيرون آمدم گفت چند دقيقه اي به بخشي از كار كه خوانده اي و ضبط شده گوش كن تا هم نكاتي را به تو متذكر بشم و هم فرصتي باشه براي استراحت . كار را چندين نوبت گوش كردم و هر بار استاد نكات ريز و مهمي را براي من توضيح داد كه هنوز پس از گذشت سالها سرمشق كارهاي من قرار دارند . شايد آنروز فكر ميكردم استاد بهانه جويي ميكند و يا چون من يك خواننده آماتورم مرا سرزنش ميكند ولي بعد ها فهميدم همه اين سرزنش ها و خرده گرفتن ها دليل ديگري داشته است . ساعت حدود ۱۱ شب بود كه براي ضبط نهايي وارد استوديو شدم . مجددا شروع كردم به خواندن . روش كار معمولا به اين صورت است كه قطعه قطعه كار خوانده ميشود و هر قطعه اي كه بدون مشكل باشد كار براي قطعه هاي بعدي ادامه داده ميشود . استاد با وسواس بسيار زياد كار را هدايت ميكرد و اجازه نميداد ذره اي از كار دچار اشكال باشد و بدون دقت ضبط شود . فكر ميكنم بعد از يك ساعت به انتهاي ترانه رسيديم و آخرين قسمت ضبط شد . در آن لحظه استاد فراموش كرده بود ميكروفون داخل اتاق صدا را ببندد و مشغول صحبت با مجيد اخشابي بود داشت به مجيد اخشابي ميگفت : يكبار ديگه بهش بگم بخونه كه درآن هنگام من صداي استاد رو شنيدم . مجيد به استاد گفت استاد خوبه ديگه ولش كن بيچاره رو . استاد رو كرد به مجيد و بدون توجه به اينكه من دارم ميشنوم گفت نه پر رو ميشه بايد باز هم بخونه . مجيد گفت ولي آقاي شهبازيان خوب خونده نيازي نيست . بعد از چند دقيقه اي گفتگوي ايشان استاد گفت بعضي قسمتا رو دوباره بايد بخوني و من اين كار را كردم ولي فكر ميكنم براي بار آخر ديگه كار را ضبط نكردند و بيشتر باصطلاح براي كم كردن روي من بود البته من ادعايي نداشتم و استاد اين را ميدانست فقط شايد ميخواست با اين كار دامنه صبر و تحمل من را بالا ببرد . من هيچگاه اين مسئله را به روي ايشان نياوردم و بايد بگم نه تنها ناراحت نشدم بلكه بعد ها برايم مسجل شد كه اين رفتار جز يك رفتار پدرانه نبوده است . ساعت نزديك نيمه هاي شب بود كه پس از اتمام ترانه استاد فرمودند كافيه بيا بيرون . خدايا اين لحظه هيچوقت از خاطرم نميره با دلهره از استوديو آمدم بيرون و وارد اتاق صدا شدم ، استاد شهبازيان ، مجيد اخشابي و مرحوم شاه بيگ ( صدا بردار ) پشت ميز صدا نشسته بودند و من خسته و بي رمق به ايشان چشم دوختم . استاد از جا بلند شد و اينبار با نگاهي پدرانه با دست به پشت شانه هايم زد و گفت : آفرين خيلي عالي بود . اين جمله تمام انرژي از دست رفته ام را به من بازگرداند . همه ميدانستيم كه فريدون شهبازيان به راحتي از كسي تعريف نميكند و من آن شب را هيچگاه از خاطر نخواهم برد . بلافاصله كار ميكس شروع شد . مهمترين بخش كار ، مرحله اي كه يك موسيقيدان با تجربه با گوش هايي حساس و دقيق بايد بتواند تركيبي موزون و مناسب و گوشنواز از سازها و صداي خواننده را خلق نمايد و چه كسي بهتر از استاد شهبازيان . كار ميكس تا حدود ساعت سه بامداد طول كشيد البته معمولا اين مرحله را در حالت خستگي انجام نميدهند ولي چون تهيه كننده بايستي سريعا كار را براي ساخت ويدئو كليپ به كارگردان ميداد مجبور بوديم همان شب ميكس را انجام دهيم . همراه پخش كار به هنگام ميكس دائم زير لب آن را زمزمه مبكردم ، حاصل اولين تلاش حرفه اي من بود و آن را بسيار دوست داشتم . بالاخره كار ميكس به انتها رسيد و استاد كاملا راضي بود و من نيز بسيار خرسند و خداوند را از اين بابت شاكر بودم . هنگام خداحافظي رسيد از استاد تشكر كردم همينطور از مجيد و در حالي كه مطلع ترانه را زمزمه ميكردم ، كاش امشب باز باران ميگرفت گريه ام راه نيستان ميگرفت ، درب خروج از ساختمان را باز كردم خدايا چه ميبينم باراني زيباتر از همه بارانهايي كه تا آن زمان ديده بودم . بعد از ماه ها بي باراني در آن ساعات روحاني سحر ماه مبارك رمضان، موسيقي باران گوش را نوازش ميداد . نتوانستم جلوي اشكهايم را بگيرم و ادامه ترانه را بر لب جاري كردم : كاش امشب باز باران ميگرفت گريه ام راه نيستان ميگرفت چاه كو تا بشنود درد مرا ماه كو آن عاشق درد آشنا اي علي سنگ صبور فاطمه وارث قلب غيور فاطمه چشمهايت اي طلوع دلنواز بر جهان اي كاش مي تابيد باز این خاطره تنها به دلیل اینکه کم و بیش به آقای اخشابی هم ربط داشت انتخاب شد ندا به نام خدا سلام دوستان عزیزم به خاطر غیبت و تاخیر چند روزه ام معذرت میخوام براتون یه فوتو کلیپ آماده کردم .امیدوارم که خوشتون بیاد .
پی نوشت : این فایل رو به صورت( ۳جی پگ٬فرمت موبایل )در آوردم تا راحتتر بتونید دانلود کنید . خوشحال میشم نظرات دوستانی رو که دانلود کردن رو در مورد کارم بدونم . 
امروز و در برنامه "زنده رود" تماس مستقیمی با ایشون برقرار کردند..قسمتی از این گفتگو رو واسه تون آماده کردم که امیدوارم بتونید دانلود کنید و ببینید.
توضیح اینکه برنامه با فرمت موبایل هستش و شما فقط می تونید با برنامه RealPlayer ببینیدش و یا از اینجا دانلود کنید ، بریزید روی گوشی هاتون و از اون طریق ببینید.
این قسمت از گفتگو در پاسخ به سوال رضارشیدپور هستش که :" خانه خدا از نگاه یک هنرمند چگونه ست؟"
....و پاسخ مجید اخشابی:
.::قسمت دوم::.
.::قسمت سوم::.
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
این هم لینک کامل صحبت های جناب اخشابی در زنده رود..با پسوند amr..کلیک راست و save link as...
ادامه مطلب
![]()
![]()
![]()

Size:
3,972 KB
نوشته شده در جمعه 31 خرداد1387ساعت
11:44 توسط مریم پورمحمدی| |
همونطوری که قبلآ مطلع شده بودید جناب اخشابی به سفر حج مشرف شدند.
.::قسمت اول::.
پ.ن: آهنگ وبلاگ با اکثریت آرا..."بال فرشته"
*بعد نوشت:
نوشته شده در جمعه 24 خرداد1387ساعت
15:46 توسط زهره| |
نوشته شده در دوشنبه 20 خرداد1387ساعت
9:50 توسط مریم پورمحمدی| |
نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1387ساعت
18:6 توسط صحرا|
نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1387ساعت
0:5 توسط ندا قاسم پور|
نوشته شده در جمعه 10 خرداد1387ساعت
20:51 توسط زهرا| |





